این روزها
کلمات مان قد کشیده َند
دیگر حرف مان را نمی خوان َند
نه از جذبه ی ِ انگشتان مان حساب می بر َند
نه اخم ِ کاهی ِ ذهن های ِ کاغذی
و نه
از هول و ولای ِ دل مان
که زن است .
کتاب های مان قد کشیده َند
و مولف است
که راه به راه قتل عام می شو َد
در برگ برگ شان
در سطر سطر شان
در حرف حرف شان .
عشق های مان قد کشیده َند
تنهایی به خیابان می رو ََند
تنهایی بر می گرد َند
ویا بر نمی گرد َند .
باز جویان مان قد کشیده َند
به حرف های ِ تازه می آور َند
در آفتاب
زخم های ِ کهنه را .
شهیدان مان قد کشیده َند
بر بام های ِ شهر
بادبادک بازی نمی کن َند
با روح های شان .
گناه هان مان قد کشیده َند
خدا !
می بینی ؟
دست روی شانه َت گذاشته َند .