فرنگیس
ظرف ها را که می شویی
ادامه ی ِ روزنامه ها را
در جان َت پهن کرده یی :
قیمه
قیمه
چه کاری ست ؟
با آسمانی آبی حتا
می شود جان ِ زنی را گرفت .
چلیک چلیک ِ تخمه های ِ مرد َت
آستری از درد را به دل َت میدوزد
و روسری ِ آبی َت
با رگه های ِ ابر
آسمان ِ مچاله یی ست
بر دسته ی ِ مبل افتاده است . که