برای مرگ و
باغ ودرخت وطنابی
که یاری َت دادند.....
جرعه ی خونی
از دهان ِ زخم َت
دستان َت
در خاک و
آوازهای َت
در یاد ....
درختان
در برف رستگار می شو َند
و برگ های شان
در باد .